(3)
عشق و اخلاص -
نسیم و باد خوش بر گوهر گردون ،نمیماند ؟ بلاجویی و حرمان و الم بی چون ، نمی ماند؟!
بر این خشـــمان بر این دالان هــول انـــگـــیز دگر اسمی ز زور و ظلم در کتمان نمی ماند ؟!
شود سرگــــین بـــدل با عطـــر و بـوی خوش نگارین ، خوب چهــره بسی گلگون ،نمی ماند ؟!
گیاهی از دل خـــاک سیه ، سبزینه میــگردد که راز و رمز آدم ها در این بستان ، نمــی ماند ؟!
شـمیم صبــح غمّـازی بساط عیش یـکسر نِه بخـواب نـوش بیعاری دلا، سـامــان ، نمی ماند ؟!
در ایــن وادی شــراب و ســکر و بــد مســتی بسا علـم و عمـل در آخــــرت ،پنهان نمی ماند ؟!
سروش دل بگــفتـا ؛ عشــق و اخــلاص عمــل خلق نکــو، با خــوش دلی همسان نمی ماند ؟!
فروردین 1377
در پگاه عاشقی...ما را در سایت در پگاه عاشقی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 109