(4)
چاره - جوی،فیض ربانی -
مستم از باده ، فروغی ، غمزه ای ،باید مرا آن کرامت را همی جویم که حق گوید مرا
من خمارم ،آنچنان دلداده ای شوریده حال من دوا خواهــم ،نیاسـایم ،مــــراد آید مرا
من که در چنگ جنون وامانده ام در هجر او از درونم جوششی، فوز و شرف بایــد مرا
مردم اندر غفلت و بیـهودگی ،رســوا شدم چاره - جــوی فیض ربــانی و فـر شـــاید مرا 1
مرگ و مویم2 رانظاره کوس رسوایی زدند مکرمت کن ،فاز و نوری، غمزه ای پوید مرا
سر نهم در کـوی جانـان تا نظر افتـد به جـان نغمه خواهم ،سرمدی ،جان جهان پاید مرا
بارالها ! لطـف میجــوید سروش اندر تـــلاش در بشارت روح قدسـی ،از خـدا شــاید مرا
تیر ماه 1378
----------------
1-شاید مرا : میباید- شایسته آن هستم
2-مویم : ناله کردنم -گریه کنانم
در پگاه عاشقی...ما را در سایت در پگاه عاشقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 108